تمسك به کتاب و عترت در وصيتنامه سياسي -  الهي امام خميني(ره)

قرآن کريم و عترت رسول اکرم (ص) چنان به يکديگر پيوسته‌اند، که فقط از حيث در جات تعالي در دو جايگاه ثقل اکبر و ثقل اصغر قرار گرفته‌اند.

به عبارت روشن‌تر اين دو جزء لاينفک، هر يک خود راه‌گشاي ديگري است که با تمسک به آنها حاصل خواهد شد. تامل در حديث شريف ثقلين که آخرين وصيت حضرت ختمي مرتبت(ص) به شمار مي‌رود، ذات يگانه قرآن و عترت را به دو درجه متفاوت نشان مي‌دهد.

خاتم النبيين(ص) در سخنراني غدير خويش، قرآن را ثقل اکبر و علي(ع) را و فرزندان بزرگوار او را ثقل اصغر خوانده اند.

چنين است که از مسلمانان تمام اعصار نه فقط مصرانه مي‌خواهند، بلکه آنان را امر به تمسک به اين دو گوهر گرانبها، تا رسيدن به حوض و ملاقات با خويشتن مي‌نمايند.

به منظور آشنايي هر چه بيشتر مسلمين با ثقلين مي‌فرمايند : اي مردم اين قرآن است که امامان بعد از علي (ع) را از فرزندان و از نسل او معرفي کرده است و من نيز براي شما توضيح داده ام که علي از من و من نيز از اويم. و نيز مي‌فرمايد: پروردگار فرموده است : و جعلها کلمه باقيه في عقبه. که من نيز گفتم تا زماني که دست تمسک به اين دو گوهر تابناک بزنيد، هرگز به گمراهي و ضلالت نخواهيد رفت. پس از تعريف ثقل اکبر وثقل اصغر و توصيه آمرانه به مسلمانان نسبت به عدم جدايي از آنها، پيامبر اکرم (ص) مقدار وارزش هر يک را تعريف ميکنند. دقت در اين تعاريف به درک هر بيشتر حديث ثقلين کمک مؤثري خواهد کرد.

قرآن کريم: بهترين وزيبا ترين سخن از منشور غدير استخراج ميشود که فرمود: اي مردم! درقرآن با تدبر نظر کنيد، دردرک وفهم آن بکوشيد وبه محکمات آن توجه کنيد، و از متشابهاتش پيروي نماييد. سپس در نموداري صراط مستقيم را ترسيم مي‌کنند : اي مردم ! صراط مستقيم خداوند من هستم و شما مأمور به ديدار آن شده ايد. پس از من, علي و سپس فرزندانم که از صلب اويند, امامان و پيشوايان شما هستند که خلق را به راه راست هدايت مي‌کنند و پيوسته به سوي حق روي دارند.

در اين تعريف علي(ع) تنها کسي معرفي مي‌شود که پس از پيامبر توان تفسير وبيان ايات قرآن کريم را خواهد داشت. بنا بر اين صراط مستقيم براي توده هاي مسلمان، عترت رسول الله(ص) مشخص مي‌شود که به وسيله کتاب خداوند - تبيان- مقرر گشته است. پس ثقل اکبر وثقل اصغر توأمان نجات بشريت از ضلالت وتباهي را تضمين مي‌کنند و هيچيک به تنهايي در اين امر کفايت نخواهد داشت.

بنيانگذار جمهوري اسلامي که فقيهي عارف از دودمان پيامبر (ص) هستند و پس از 1400 سال موفق به تشکيل نظام اسلامي گرديدند، با نگاه عارفانه خويش، تنها انگيزه رسالت انبياء عظام را هدايت بشر به سوي رستگاري و فلاح مي‌دانند.

اين امر مهم و عظيم در بعثت حضرت محمد (ص) و نزول قرآن کريم بر قلب نوراني ايشان به اوج و کمال رسيده است. همچنين به روشني بايد مفهوم حکومت وسياست را از منظر ايشان با غايت تأ مين سعادت مردمان ورهايي جامعه از کژراهه ها يافت که منشأ الهي وبا تأسي به سنت عترت بيان گرديده است. با اين نگاه مسير الهي حضرتش، جز پيروي از ائمه اطهار (ع) در عمل به قرآن کريم نبوده است و بنا به فرموده مکرر و موکد ايشان، عمل به تکليف سر لوحه تصميمات و اقدامات واقع خواهد بود.

از اين روي پيامبر گونه در وصيتنامه الهي - سياسي خود را با حديث رهايي بخش ثقلين آغاز نمودند وبيش از هميشه بر اين مهم تأکيد و تصريح داشته اند. امام (ه) در کتاب چهل حديث با ارايه حديثي از اصول کافي آورده اند : امام صادق (ع) مي‌فرمايد : اين قرآن راهنماي هدايت و چراغ شب تاريک است، پس صاحب نظر چشم خود در آن جولان دهد و نظر خود را براي استفاده از نور آن بگشاييد. زيرا که تفکر در آن، زندگاني دل بيننده است. چنانچه در ظلمات ظلالت به نور هدايت قرآن بايد هدايت جست.

رئس مذهب جعفري، قران کريم را تبيان هدايت و رهايي از جهل وظلمات معرفي مي‌کند وامام بزرگوار با بهره گيري از مقام عصمت، اين کتاب انسان سازي را مصحفي مي‌دانند که آيات واحکامش دعوت به خلوت گزيني وانزوا نيست. قرآن فراخوان مردمان به احياي سنت الهي در جامعه است ومسائل سياسي واجتماعي آن جنبه عبادي دارد. با اين نگاه، قرآن گنجينه انحصاري وراهنماي عصر و ناحيه اي خاص تلقي نمي شود،بلکه همانند انگيزه وحرکت ابراهيم خليل (ع) وموساي کليم(ع) و محمد (ص) و علي(ع) اختصاص به زمان و مکان ندارد.

قرآن کتاب تحرک وپويايي وانسان سازي در مرحله متعالي به نحوي است که اعراب نادان و ناآگاه زمان را چنان به سازندگي و تحرک واداشت که بساط امپراطوري هاي بزرگ وستمگر زمان را بر چيدند. با استعانت از خرد ميتوان قوانين ماناي اسلام وقرآن کريم را براي همه ادوار تاريخ وتمامي افراد بشر يافت. دليل روشن عمل به قوانين قرآن به گونه جاويدان، در تعيين تکليفي است که اين ثقل اکبر براي بشريت در همه زمان ها در خود نهفته دارد. قرآن تنها چراغ راه و منبع عظيم هدايت و صراط مستقيم است، اما آيا هر فرد يا گروهي با مراجعه به آن توان راهيابي خواهد داشت ؟ به بيان ديگر، آيا کتاب الهي، رستگاري و فلاح، با بطن‌هاي گونه گون، نيازمند مفسر و شارح نيست ؟ و نيز آيا انتخاب داوطلبانه شارح و مفسر قرآن کريم، توسط مردمان هر زمان، عامل رهايي مسلمانان از ظلالت است و بطن حقيقي قرآن را براي آنها مي‌شکافد؟ پاخ به اين گونه سوالات است که وجود مبارک ثقل اصغر را، نيازي حقيقي، اساسي و غير قابل ترديد مي‌سازد. 

ثقل اصغر ائمه هدي عليهم السلام هستند که جان ومال و راحت خويش را در راه هدايت انسان ظلوم و جهول فدا کرده، با اشد مصايب و ابتلائات به شهادت رسيده اند. فرزندان و خاندانشان در راه رهايي بشر و رساندن او به صراط مستقيم به اسارت در آمده اند.

براي يافتن مبدأ نگرش امام (ره)، مراجعه به حديث مبارک غدير ضروري است. آنجا که حضرت رسول اکرم مي‌فرمايد : اي مردم ! مباد که نسبت به علي راه ظلالت و گماهي سپريد و مباد که از او روي بر تابيد و مباد که از ولايت و سرپرستي او و از او امرش به تکبر سر باز زنيد. اوست که هادي به حق و عامل به حق، و نا بود کننده باطل است واز ناپسنديده ها بازتان مي‌دارد. سپس ادامه مي‌دهند : هرکس به مخالفت با علي برخيزد، ملعون است و هر کس از او پيروي نمايد، مشمول عنايت ورحمت حق خواهد بود. امام ( ره ) با تصريح به وصيت نجات بخش رسول اکرم (ص)، تلاوت قرآن کريم، حفظ و حمل و مداومت و تدبر در معاني را تصريح مي‌نمايند. سپس توضيح مي‌دهند : تدبر و تکبر در آيات و محکمات الهي و فهم معارف و حکم و توحيد، تفريد از آن نمودن غير از تفسير به راي است. چنين تدبر و تفکر و تأملي که عاري از تفسير به راي و انحراف از مسير باشد، بدون تمسک به اهل بيت وحي که مختص به مخاطبه کلام الهي هستند، ميسر نخواهد بود.

پیشواز ماه مبارک رمضان

سلام به ماه مبارک رمضان- ماه غفران و برکات الهی - و ماه میهمانی خدا، سلام به سحرهای ماه مبارک رمضان؛ به دعای اللهم انی اسئلک من بهائک بابهاه و ... ؛ به هنگامه افطار و استجابت دعا؛ سلام به شب های قدر و زمزمه های الغوث الغوث بندگان، سلام هی حتی مطلع الفجر؛ و سلام به عید فطر هنگامه استجابت دعا، روزه و نیایش خالصانه به درگاه الهی؛


آری؛ اللهم ان لم تکن غفرت لنا فی ما مضی من شعبان، فاغفرلنا فی ما بقی منه.


ماه رمضان آمد نور دل و جان آمد            نور دل و جان آمد ماه رمضان آمد


به به رم ازآن آمد یکسر همه دیوان را    یکسر همه دیوان را به به رمضان آمد


شاعر: استاد آیت الله حسن حسن زاده آملی


در این روزهای باقی مانده از ماه شعبان المعظم - ماه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همه با هم صفای دل و باطن داده و خود را برای میهمانی خدا آماده کنیم؛ آنچنان که خود را برای رفتن به میهمانی و آغاز بهار آماده می کنیم. دل را خانه تکانی کنیم و خانه دل را به عطر ذکر و تلاوت قرآن تطهیر کرده، با گلاب و مشک صلوات زینت داده و بیاراییم؛ زیرا که کارت دعوتی این چنین به ما داده اند:


دعیتم فیه الی ضیافه الله، الصوم لی و انا اجزی به 


همه شما به میهمانی، ضیافت و سفره الهی ماه مبارک رمضان دعوت شده اید،


روزه برای من است و من خود پاداش آن را می دهم.  

(تصاویر) بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام(ره)

مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) با حضور گسترده و پر شور صدها هزار نفر از مردم مؤمن و انقلابی به ویژه جوانان امروز جمعه ۱۴ خرداد در مرقد مطهر بنیانگذار انقلاب اسلامی با حضور مسئولین کشوری و لشکری با سخنرانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مقام معظم رهبری و سید حسن خمینی یادگار امام برگزار شد. تصاویر سیدمحمود حسینی و حسین ظهروند از تسنیم و برنا قاسمی عکاس ایسنا را می‌بینیم:


(تصاویر) بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام(ره)

(تصاویر) بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام(ره)

(تصاویر) بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام(ره)

(تصاویر) بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام(ره)

(تصاویر) بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام(ره)

(تصاویر) بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام(ره)

(تصاویر) بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام(ره)

(تصاویر) بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام(ره)

(تصاویر) بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام(ره)

(تصاویر) بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام(ره)

(تصاویر) بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام(ره)

(تصاویر) بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام(ره)

(تصاویر) بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام(ره)

(تصاویر) بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام(ره)

(تصاویر) بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام(ره)

(تصاویر) بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام(ره)

(تصاویر) بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام(ره)

(تصاویر) بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام(ره)

رحلت امام خمینی

داغ دل شیعه مدام است عزای حضرت امام است

خمینی که عُمرش وقف خدا بود ز نسل شهید کرببلا بود
واویلا واویلا آه و واویلا…

با یاد او آکنده اسلام با نهضتش شد زنده اسلام
امّت محمد دلداده ی او دشمن دین به خاک افتاده ی او
واویلا واویلا آه و واویلا…

صراط مستقیم ایران راه خمینی و شهیدان
امامی که غرق مهر و صفا بود دشمن صهیونیست و آمریکا بود
واویلا واویلا آه و واویلا…

بعد از عروج بی قرینش سیّد علی شد جانشینش
امّت خمینی یار ولی شد مطیع رهبرش ، سیّد علی شد
واویلا واویلا آه و واویلا…

حقّ شهیدان و خمینی یا رب نما ما را حسینی
حاجت این دل ما را روا کن قسمت جمع ما کرببلا کن

واویلا واویلا آه و واویلا…

امام خمینی(ره) ، رحلت امام خمینی ره شعر ، وفات امام خمینی ره

اعجاز علمی قرآن (قرآن کریم و اکسیژن)

زمان میگذرد قدرت اعجاز علمی قرآن برای بشرناتوان بیشتر نمایان می گردد.برخی ازنمونه های آنرا که انسان ، موفق به درک آن شده است را ذکر مینمایم (بخش اول)

اول ـ وحدت هستی
جدیدترین نظریه علمی ثابت کرده است که زمین جزئی از منظومهء شمسی بوده و به مرور زمان از آن جدا شده، به سردی گرایده و قابلیت زندگی را پیدا کرده است. برای صحت این نظریه به وجود آتش فشان ها در بطن زمین و زمین لرزه ها در اثر این آتش فشان ها اشاره میکنند.
این نظریهء علمی جدید آنچه را که در قرآن بدان اشاره شده است تأیید میکند:

أولم یرالّذین کفروا أنّ السّموات ولأرض کانتا رتقاً ففتقناهما و جعلنا من الماء کلّ شیءٍ حی، أفلا تؤمنون.( آیا ندیدند کسانیکه کافر شدند، هر آیینه بود آسمانها و زمین خشک و بهم چسپیده، ما گشادیم آنرا و زنده گردانیدیم از آب همه چیز را. آیا ایمان نمی آورند؟) استاد طباره میگوید: این یکی از معجزات علمی قرآن است که علمی جدید آنرا تأیید میکند. علم ثابت کرده است که این هستی یک کتلهء متصل با هم بوده و به مرور زمان تقسیم شده است. منظومهء شمسی ما در نتیجهء همین انقسامات بمیان آمده است. هر چه بخش دوم از آیت ( و جعلنا من الماء کلّ شیءٍ حی…) این آشکارترین اشاره به تأیید حقیقت علمی است که دانشمندان راز آنرا کشف کرده اند. بیشترین کاووشهای کیمیاوی به آب ضرورت دارد و آب عنصر اساسی ادامهء زندگی در هستی و نباتات است. 1ـ رتق بمعنای با هم متصل و یکجا. 2ـ فتق جدایی میان دو چیز.
دیگر اینکه؛ این آیت نشان میدهد که خالق و ایجادگر این هستی آنرا بگونه ای ساخته است که برای مخلوقاتش قابل زندگی باشد. اگر درجهء حرارت بحد زیاد پایان باشد درجهء آکسیجن در آن بسیاز زیادی است، وقتی آب جامد میشود حرارت زیادی از آن بیرون رانده میشود و زیر آبرا برای زندگی حیوانات آبی مساعد میسازد. و عجیبترین حکمت قرآنی اینست که، با کلمات بسیار ارزشمندی راز زندگی را بیان میدارد.
از ابن عباس(رض) روایت شده است که، در تفسیر این آیت فرموده اند: آسمان بهم چسپیده بود و باران نمی بارید، زمین خشک بود و گیاه نمیرویید، وقتی در زمین مخلوقات پیدا کرده شد آسمان با باران کشوده شد و زمین هم گشوده شد و از آن گیاهان رویید. تفسیر ابن کثیر ج3 ص187
من بدین نظر هستم که؛ این یک تفسیر خوبی است و ازباب استعاره مفسرین پیشین بدین نظر اند، ولی این مانع این نیست که در قرآن نکات علمی وجود داشته باشد که در گذشته مفسرین بدان آگاهی نداشتند و علم امروزی آنرا کشف کرده است و آیات قرآنی احتمال چندین توجیه را دارند. اینجا هیچ مانع از فهم اسرار قرآن وجود ندارد و میشود که متأخرین چیزهای را بدانند که متقدمین نداسته بودند. خداوند(ج) فرموده است: سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم حتی یتبیّن لهم أنّه الحق. ( بزودی مینمایم ما برایشان نشانه های قدرت خود را در کناره جهان ( طبیعت) و در ذات خودشان، تا برایشان ثابت گردد که این قرآن حق است)
شاید این از نشانه های اعجاز باشد که خداوند(ج) در قرن بیستم توسط انسان آنرا کشف کرده است.

دوم ـ پیدایش هستی:

دانشمند فضایی( جینز) میگوید: اولین مادهء هستی بشکل گازهای بوده اند که در فضا طور منظم وجود داشتند و مجموعهء کهکهشانها از کثافت وتجمع این گاز های پدید آمده اند.
دانشمند دیگری بنام ( جامو) میگوید: هستی در وهلهء اول پیدایشش پر از گازهای بوده که طور منظم در فضا توزیع شده بودند و از آنجا عملیهء تکوین آغاز یافته است.
این نظریه ای است که قرآنکریم آنرا تأیید میکند. اگر نص قرآنی در رابطه موجود نمیبود شاید اکثر ما این فرضیهء علمی را نادرست میپنداشتیم و یا به آن بدیدهء شک مینگریستیم. : ثمّ استوی إلی السّماء و هی دخانٌ، فقال لها و للأرض إتیا طوعاً أو کرهاً، قالتا أتینا طائعین.( بعد از آن بسوی آسمان شد که از دود بود، و گفت برای آن و زمین بیایید بفرمان من خواسته یا نخواسته، گفتند: آمدیم خواسته و فرمانبردار)
درین آیت کریمه قرآن مصدر پیدایش و خلقت این هستی را دود( دخان) معرفی کرده است. دود چیزی است که عربها از اشیاء ملموس آنرا درک میکردند که در حقیقت همان گاز است. آیا چهارده قرن قبل در مقدور یک شخص که خواندن و نگاشتن نمیدانست بود که این کشف علمی قرن بیستم را بداند، آنهم در زمانیکه مردم از هستی و اسرار آن چیزی نمیدانستند؟!

سوم ـ تجزیه اتم:

تا آخر قرن نوزدهم اعتقاد برین بود که کوچکترین مادهء هستی اتم است که در یکی از عناصر وجود دارد و اتم غیر قابل تجزیه است، این نظریه چندین قرن وجود داشت و در چندین دههء گذشته دانشمندان توجه بیشترین شان بر اتم بود تا اینکه مؤفق به تجزیهء آن شدند و پی بردند که اتم دارای اجزاء پروتون، نیترون و الکترون است. بواسطه ی این تجزیه مؤفق به ساختن بم اتم و بم هایدوژنی شدند. بخداوند(ج) پناه میبرم از شر شیطان رجیم.
به این قول پرودگار دانا و توانا توجه کنید:  و ما یعزب عن ربّک مثقال ذرةٍ فی الأرض و لا فی السماء ولا أصغر من ذلک ولا أکبر إلاّ فی کتابٍ مبین.( پوشیده نیست از پروردگارتوم چیزی قدر ذره در آسمان و زمین، نه کوچکتر از آن و بزرگتر از آن مگر اینکه در کتاب بیان کننده و واضح است(کلمه أصغر (کوچکتر از ذره) در قرآنکریم اشاره به همین امکان تجزیهء اتم است. و درین قول پروردگا ( ولا فی السّماء) بیانگراینست که خواص اتم در زمین همان خواص اتم در موجودات فضای مثل آفتاب، ستاره ها و سیاره هاست.
آیا محمد(ص) خواص اتم را خوانده و برای تجزیهء آن در زمین و آسمان تلاش کرده بود ؟ نه خیر! این بزرگترین معجزهء علمی قرآن و دلیل است برینکه این کتاب وحی الهیست.

چهارم ـ کمبود اکسیژن:

از زمانی که عملیه و توانای پرواز برای بشر میسر شد دانشمندان به یک پدیده ای طبیعی پی بردند که عبارت از کمبود آکسیژن در طبقات بالای فضاست. وقتی انسان به بالا میرود و در فضا قرار میگیرد این امر را درک میکند و احساس نفس تنگی مینماید و هرچه بالا میرود احساس خفقان میکند و تا حدی که دیگر زندگی بدون آکسیژن غیر ممکن میگردد. از همین رو خدمه های پرواز به مسافرین می آموزند که که هرگاه طیاره به ارتفاع بیشتر از 35 هزار قدم بلند شود خریطه های اکسیژن های مصنوعی را استفاده کنند. ولی قرآنکریم در چهارده قرن قبل و قبل از کشف عملیهء پرواز به این امر اشاره کرده است: ( فمن یریدالله أن یهدیه یشرح صدره للإسلام و من یرید أن یضله یجعل صدره ضیقاً حرجاً کأنّما یصّّعّد فی السّماء. ـ کسی را اراده کند خداوند که هدایت کند اورا، گشاده میسازد سینهء او را به اسلام و کسی را که بخواهد گمراه کند میگرداند سینهء اورا تنگ، مشکلدار گویا اینکه به آسمان بالا میرودـ )
در گذشته متقدّمین این آیت را مطابق فهم خود و زمان خود تفسیر میکردند و میگفتند: یعنی همانند کسیکه تلاش میکند تا به آسمان برود، ولی نمیتواند. یا اینکه؛ کسی تلاشی کاری را کند که محال است. علم جدید آمد و معجزه علمی قرآن ظاهر شد و یک اتفاق عجیبی را میان آیت قرآن و واقعیت علمی ایجاد کرد. این یک تصدیق دیگری بود درین عصر بر راستی نبوت محمد(ص). قسم بخداست این قرآن چه زیبا و پذیرفتنی است!

 

                     

دریای عجیب شهر اسکاگن دانمارک که در قرآن آمده+ عکس

آیا این همان دریای عجیب! ذکر شده در قرآن است؟ + عکس

در شمالی ترین،شهر دانمارکی ها می توان یک نشانه قرآنی را دید. در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توان در سجیه دید. جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم می پیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این پدیده زیبا بوجود می آید و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.

در قرآن بارها از آیات و نشانه های خداوند شنیده اید. اما هیچ گاه به آنها در اطرافمان توجه نکرده ایم. این یکی از همان نشانه های است که خداوند در آیات مختلف درباره آن سخن گفته است. با دیدن این مناظر عجیب و زیبا، می توان بیشتر تعمق کرد.

سورة مبارکه الرحمن
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (19) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (20) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (21) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)

19. دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.20. اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.21. پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏ کنید؟ 22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏ شود.
سوره مبارکه فرقان :آیه 53
« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آن دو حریمی استوار قرار داد.
سوره مبارکه فاطر :آیه 12
وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ

این دو دریا یکسان نیستند: یکی آبش شیرین و گواراست و یکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خورید، و از آنها چیزهایی برای آرایش تن خویش بیرون می کشید و می بینی که کشتی ها برای یافتن روزی و غنیمت، آب را می شکافند و پیش می روند، باشد که سپاسگزار باشید.

سوره مبارکه نمل آیه: 61

اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَینَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿61﴾
[آیا شریکانى که مى ‏پندارند بهتر است‏] یا آن کس که زمین را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پدید آورد و براى آن، کوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد، و میان دو دریا برزخى گذاشت؟ آیا معبودى با خداست؟ [نه،] بلکه
بیشترشان نمى ‏دانند.

آیــــــــه الکرســـــی

درقرآ ن کریم آیا تی که بر پیامبر اسلام نازل می شد دارای علت وسببی بود که به اذن خداوند

توسط فرشتگان برای رسول اکرم(ص) فرستاده می شد که در مجموع به آنها شأ ن نزول می گویند

و سبب نزول آیه الکرسی درسوره بقره احتمالا این بوده که قوم یهود معتقد بود ند که خداوند

تبارک وتعالی پس از خلقت آفرینش آسمانها و زمین و... خسته شده و برای رفع خستگی روی

کرسی نشست که آیه مبارک آیه الکرسی بر رد عقاید منحرف کننده قوم یهود نازل شد.

 رسول اکرم(ص) در هنگام خواندن آیه الکرسی تبسم می کرد ند و می فرمودند : آیه الکرسی گنج

بزرگ و رحما نی است که زیر عرش (همان کرسی) به من نازل شدو نیز در روایت آمده است که

هنگام نزول آیه الکرسی هزار فرشته تا رسیدن به حضرت رسول اکرم(ص)  این آیه مبارک وعظیم

را همراهی می کرد.

آیه الکرسی منشأ خیر وبرکتی است که خداوند تبارک وتعالی توسط رسول اکرم(ص)در سوره

مبارک بقره به انسان عطا فرموده است  و خداوند می فرماید: این آیه عظیم الشأن و با برکت را به

بندگانم هدیه می کنم وبه همین دلیل است که پیغمبر عزیر ما به پیروانش توصیه می کند که آیه الکرسی را

مورد توجه خاص قرار دهند و تلاوت کنند  تا از منشأ خیر و برکت آن بهره گیرند.


خواندن آیة الکرسی وقت خوابيدن:

حضرت علي (ع)فرمودند:

پيامبر(ص) مرا خواست وفرمود: آنگاه كه به بستر خواب رفتي بسيار استغفار كن وصلوات بفرست و زياد

قل هو الله احد(سوره توحيد) را بخوان كه نور قرآن است و برتو باد به قرائت آية الكرسي كه در هر حرف آن

هزار بركت و هزار رحمت است.


قران

 

منــــم قرآن كتـــــــاب آسمانـــي     كه هستم تا قيامـت جــــاودانـــي
 

خدا را در حقـيـقـــت مـن زبانـــم     دهم داد سخن آن سان كه دانـي

 

بشــر را مي‌دهـم بهر سعــــادت      به عالم خط و مشي زندگــانـــي
 

منـــم آن مـشعــل راه هدايـــــت      هدايت مي‌كنم با خوش زبـــانـــي
 

به دست مـن بُود نسل بشــر را       كليـــــد قفـل اســـــرار نهــــانـــي
 

اساتيــد جهـــــان راه ره نمــودم       كه باشـد كار من پرتــو نشــانـــي
 

بري پـي بر رمـــوز كهـكشـانهـــا       اگر عمقــي رمــــوزم را بخـوانـــي
 

صحف از متـن من گرديد، كـــامل      كه كـل كــاملــــم در كــــاردانـــي
 

نهـم تــــورات را طُهـــر روايــــــت       كه از او مي‌كنـم من پاسبــانـــي
 

زانجيـلـم بُود بـر سينــــه حـــائل      ز مريـم هم مــــدال قهرمــــانـــي
 

بخـوان قرآن اگر خواهي بري پي       به اجـــرام و كـــرات آسمــــانـــي
 

كليــــد گـنجهـــــاي بـي‌كـران را        منــم در اختيــــــارات رايگـــانـــي
 

مرا از خط و مشـي عتـــرت آموز       كه از دانــــائـــي آنـــــان بـدانـــي
 

جدائي من و عترت محـال است       كه بي‌عترت در اين محبس بماني


 ژوليده نيشابوري 

 

نسبت انسان معاصر با قرآن از ديدگاه آيت‌الله بهجت

 

 

به مناسبت دومين سالگرد رحلت آيت‌الله بهجت/  نسبت انسان معاصر با قرآن از ديدگاه آيت‌الله بهجت

خبرگزاري فارس: مرحوم آيت‌الله بهجت بارها گفته بود: قرآن كتابي پيامبرساز و جامع كمالات همه‌ انبياء اولوالعزم(ع) است و سزاوار است با گرسنگي و صبر با خرده نان هم شده قرآن كريم را تحصيل و تدريس نمائيم.

  

 

 

مرحوم آيت‌الله بهجت، عارف فقيهان معاصر، بزر‌گ‌ترين اصولي عارف معاصر و تنها بازمانده از شاگردان آيت‌الله محمدحسين اصفهاني (معروف به محقق اصفهاني) و ميرزاي نائيني، دو سال است كه اين دنياي فاني را وداع گفت و هزاران نفر را تنها گذاشت.
آيت‌الله بهجت با اينكه در ميان توده مردم به فردي عارف مسلك شناخته مي‌شد ولي عميق‌ترين مباحث فقهي و اصولي را آموخته و تدريس مي‌كرد، ايشان علاوه بر فقه و اصول در فلسفه و تفسير قرآن هم تأمل‌هاي ژرفي داشت.
به همين مناسبت، گروه آيين و انديشه خبرگزاري فارس، به انتشار گزيده‌اي از دغدغه‌هاي ايشان درباره رابطه انسان معاصر با قرآن را منتشر مي‌كند.
* وظيفه مسلمان نسبت به قرآن
آيت‌الله بهجت از جمله وظايف مسلمانان و مومنين را نسبت به قرآن كريم را احيا قرآن، طواف عاشقانه، توسل و تمسك آگاهانه و حفظ و عمل به قرآن كريم دانسته‌اند، نگرش‌هاي حكيمانه ايشان چنين است:
وظيفه همه‌ ما احياي قرآن و بهره‌برداري از آن است؛ كار ما به اين جا رسيده كه با دانستن قرآن زير بار كفار مي‌رويم. خدا لعنت كند كساني را كه كفار را بر بلاد اسلامي و مسلمانان مسلط مي‌كنند. ما مسلمانان با اين قرآن كريم كه داريم در خانه‌ها و بلاد خود نشسته‌ايم و از سوي ديگر دشمنان خود را هم كالعدم حساب كرده‌ايم.
بايد مسلمانان را تنبه دهيم كه استعمارگران و كفار خيال دارند از هر راهي و به هر وسيله‌اي كه شده قرآن را از دست آنان بگيرند. معروف است كه يكي از نمايندگان مجلس عوام انگليس در حالي كه نطق مي‌كرد و قرآن را به دست گرفته گفت: تا اين كتاب در دست مسلمانان است نمي‌توانيم بر آنان حكومت كنيم و يكي از سردمداران فرق انحرافي گفته بود كه بايد مصحف، ناقص شود و به غير عربي ترجمه گردد و قرار حكومت‌هاي دست نشانده در جوامع اسلامي اين است يا قرآن در دست مسلمانان نباشد تا بر آنها حكومت كنند يا نظير تورات و انجيل ترجمه دلخواه گردند و يا آيات برائت از مشتركين و سب و لعن كفار از قرآن اسقاط گردد و فقط آيات مربوط به خداپرستي باقي بماند.
گاه هم شنيده مي‌شود كه مي‌خواهند آيات منتخبه به جاي قرآن چاپ شود تا اينكه كل قرآن در دست‌ها نباشد. (لا يبقي من القرآن الا درسه رسمه) از قرآن به جز درس آن و يا عكس آن باقي نمي‌ماند البته در اين صورت درس قرآن هم نمي‌ماند، بلكه درس بعض قرآن مي‌ماند، نه تمام قرآن.
استعمارگران و كفار، خيال دارند هيئت اجتماعيه‌ قرآن را بگيرند و به صورت اجزا و جزوات به دست مسلمانان بدهند و كم كم آن اجزا را هم از دستشان مي‌گيرند يا آيات منتخبه و در نتيجه قرآن ناقص را به دست مردم مي‌دهند، بعد همان را هم به اساني از دست آنها مي‌گيرند. ما هم با همه‌ يبداري و توطئه‌هاي دشمنان در خوابيم پس كي بيدار مي‌شويم تا ببينيم دشمن عليه ما چه مي‌كند؟
خدا كند در ما عشقي پيدا شود به مجموع قرآن و عترت، تا اولا بتوانيم يگانگي قرآن و عترت و معجون مركب از آن دو را بيابيم و ثانيا در مقام پيروي و عمل با توجه به آن دو و بر محور آن دو طواف عاشقانه بنماييم و بدانيم كه آنها از هر معشوقي بيشتر شايسته‌ عشق‌ورزي هستند. ما اگر جمال روحاني و زيباي قرآن و اهل بيت را ببينيم برگرد آنها طواف مي‌كنيم.
امام كاظم (ع) فرموده‌اند:( في القرآن شفاء من كل داء) در قرآن بهبودي از هر گونه درد و بيماري وجود دارد (يستشفي به لكل داء) با قرآن مي‌توان براي بهبودي هر بيماري توسل جست، با توسل به قرآن مي‌توان بلاها و فتنه‌ها را از خود و جامعه اسلامي برطرف نمود. توسل به ائمه اطهار(ع) و قرآن در تحصيل علم، كسب اخلاص تهذيب نفس و ترك گناهان به انسان ياري مي‌دهد.
دستور قرآن كريم به طور موكد اين است كه (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ) اي كساني كه ايمان آورده‌ايد تقواي الهي پيشه سازيد و براي رسيدن به مقام قرب او وسيله بجوئيد و در راه او كوشش نمائيد باشد كه رستگار گرديد.
* سزاوار است با گرسنگي و صبر با خرده نان هم شده قرآن كريم را تحصيل و تدريس نماييم
با داشتن قرآن و عترت فقري و كمبودي نداريم. سزاوار است با گرسنگي و صبر با خرده نان هم شده قرآن كريم را تحصيل و تدريس نمائيم و به معارف آن آگاهي پيدا كنيم كه (لا تفني عجائبه) شگفتي‌هاي موجود در آن پايان ناپذير است. تمسك به قرآن و اهل بيت(ع) حيات است، تمسك به امور ديگر حيات انسان را مي‌گيرد و تمسك به قرآن و اهل بيت (ع) حيات است.
به قرآن و عترت ملتزم باشيم. اگر كسي يكي را ضايع كند ديگري را هم ضايع كرده است زيرا اين دو با هم اتحاد دارند و تفكيك ناپذير مي‌باشند، چنان كه پيامبر اكرم(ص) فرمود:اني تارك فيكم الثقلين كتاب‌الله و عترتي اهل بيتي لن يفترقا حتي يردا علي الحوض؛ من دو چيز سنگين و گرانبها در ميان شما به يادگار مي‌گذارم. يكي كتاب خدا و ديگري عترت طاهرين. اين دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.
* قرآن جامع كمالات همه‌ انبياء اولوالعزم(ع) است
اگر به قرآن عمل مي‌كرديم ديگران را به اسلام و قرآن جذب مي‌نموديم، زيرا قرآن جامع كمالات همه‌ انبياء اولوالعزم(ع) است. چند صحيفه براي حضرت آدم(ع) و چند صحيفه براي حضرت شيث(ع) نازل شده و صحف ابراهيم و موسي و ساير انبياء و همه‌ آنها در قرآن جمعند ولي ما از آن غافليم.
خدا مي‌داند حفظ قرآن چقدر در استفاده از اين معدن و منبع رحمت الهي مدخليت دارد، آيا از اين بالاتر مي‌شود تعبير كرد كه: «من ختم القرآن، كانما ادرجت النبوه بين جنبيه و لاكنه لا يوحي اليه»؛ هر كس قرآن را ختم كند گوئي كه نوبت در وجود او گنجانده شده است با اين تفاوت كه به او وحي نمي‌شود؛ يعني قرآن غايت كمال غير انبياء(ع) را به او مي‌رساند. ما آن گونه كه بايد و شايد از قرآن استفاده نمي‌كنيم. شخصي از قرآن مأنوسان مي‌گفت: در عرض دو يا سه ماه، دو ختم يا سه بار به صورت عادي قرآن را ختم نمودم و ديدم كه حافظ كل قرآن هستم. حتي به قصد حفظ هم نخوانده بودم چنان حافظ قرآن شده‌ام كه ايات قرآن را از ميان لابلاي خطوط كتب تفاسير مي‌توانم تشخيص بدهم.
قاعدتا حفظ قرآن خيلي آسان است و تكرار هم لازم ندارد. «قال رسو‌الله(ص): سهل الله حفظه لامته»؛ خداوند قرآن را بر امت رسول خدا(ص) آسان نموده است، ولي بر ابقاء و نگهداري از آن تكرار لازم است، زيرا كه فرمود (تعاهدوا هذا القرآن...) قرآن را تكرار كنيد كه زود از خاطر مي‌رود. البته اگر حافظ قران در هر شبانه روز كمتر از يك جزء بخواند، فراموش مي‌كند و خواندن بيش از يك جزء در شبانه روز هم خستگي آور است.

 

* بركات و آثار قرآن كريم از ديدگاه آيت‌الله بهجت

عارف رباني حضرت آيت‌الله بهجت(ره) ضمن طرح كرامات و معجزات قرآن كريم آن را مأمن مومنان، برنامه‌ انسان سازي و كمال آفريني بر شمرده‌اند كه به طرح اين فرازها مي‌پردازيم:
اگر چشم بصيرت داشتيم سخن خداي متعال را كه مي‌فرمايد: «وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى» قدر مي‌دانستيم، ولي ما همچنان نشسته‌ايم و هواي نفس بر ما غالب گشته كه اين كرامات و معجزات قرآن را مانند دور و تسلسل محال مي‌دانيم.
آقائي را بنده ديده بودم كه به بركات چند آيه قرآن هر ميوه‌اي را كه مي‌خواست هر چند در غير آن فصل حاضر مي‌ساخت. بالاترين انعام الهي و هديه آسماني و غيبي، همين قرآن است اما چگونه بايد با آن رفتار كنيم تا بتوانيم از آن بهره‌مند شويم. در احوالات پدر مرحوم شيخ جعفر شوشتري(ره) اورده‌اند كه پسر نابينائي را نزد ايشان آوردند، ايشان هم دست روي چشم بچه گذاشتند و مشغول خواندن سوره حمد شده بودند مقداري كه خوانده بودند بچه گفته بود بابا از ميان انگشتان آقا مي‌بينم و وقتي كه حمد تمام شده بود، همه جا و همه چيز را كاملا ديده بود. عده‌اي از افراد سطحي‌نگر در محضر علامه ملا خليل قزويني(ره) بودند، سوال كردند كه قضيه‌ حضرت داوود(ع) كه خداوند در قرآن مي‌فرمايد (وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ) آهن را براي او نرم نموديم اين بوده كه خداوند نحوه‌ ساختن كوره‌ آهنگري و ذوب آهن را به حضرت داوود(ع) الهام نمود تا او آهن را در كوره‌ آتش بگزارد تا ملايم و انعطاف‌پذير باشد. مرحوم قزويني فرمود: او كه پيغمبر خدا بود و شما بعيد مي‌دانيد كه آهن در دست او نرم و به اختيار او باشد. اين كه چيزي نيست از بنده هم كه پيغمبر نيستم اين كار ساخته استف سپس يك مجمعه يا سيني از مس را كه در برابرش بود با دو انگشت مثل قيچي از وسط دو نيم كرد و فرمود: اين گونه خداوند متعال آهن را در دست حضرت داوود(ع) نرم و ملايم نموده بود.
* گر جلوي خود را در ارتكاب معاصي نگيريم حالمان به انكار و تكذيب و استهزاء آيات الهي قرآن مي‌رسد
اگر جلوي خود را در ارتكاب معاصي نگيريم حالمان به انكار و تكذيب و استهزاء آيات الهي قرآن مي‌رسد. هادي، مصلح و مأمن و پناهگاه ما قرآن و عديل آن عترت هستند ولي ما در فكر مامن نيستيم و با اين كه در حال نزول هستيم، قاصد صعوديم و از خود راضي و گرفتار معاصي و كوچك شمردن آنها و عدم استغفار از آنها هستيم.
* قرآن كريم كتابي است كه پيغمبر ساز است
قرآن كريم كتابي است كه پيغمبر ساز است زيرا پيغمبران دو گونه‌اند. قسم اول: پيامبراني هستند كه از جانب خداوند به پيامبري تعيين شده‌اند، قسم دوم پيغمبراني كمالي، كه در اثر ايمان و عمل به دستورات قرآن، به كمالات پيامبري نائل مي‌گردند.
بنابر اين، قرآن پيغمبراني كمالي تربيت مي‌كند و پيغمبر ساز است. البته اگر انسان اهليت داشته باشد، در و ديوار هم به اذن خدا معلم او خواهند بود، و گرنه هيچ سخني در او اثر نخواهد كرد. چنان كه سخنان پيغمبر اكرم(ص) در ابو جهل اثر نكرد و شاگردان قرآن و پيغمبر(ص) بعد از رحلت آن حضرت چه فتنه‌ها كه به پا نكردند.
خدا مي‌داند قرآن براي اهل ايمان، مخصوصا اگر اهل علم باشند، چه معجزه‌ها و كراماتي دارد و چه چيزهائي از آن خواهند ديد برنامه‌ي قران آخرين برنامه‌ي انسان‌سازي است كه در اختيار ما گذاشته شده است، ولي ما از آن قدرداني نمي‌كنيم. اهل تسنن و ما (قرآن عترت) را آن گونه كه بايد نشناختيم و قدر ندانستيم.  

 مهر90

برکات و آثار قرآن کریم به روایت آیت الله بهجت

اگر چشم بصیرت داشتیم، سخن خدای متعال را که می‌فرماید: «ولو أنّ قرآنًا سیّرت به الجبال أو قطّعت به الأرض أو کلّم به الموتى» قدر می‌دانستیم، ولی ما هم‌چنان نشسته‌ایم و هوای نفس بر ما غالب گشته که این کرامات و معجزات قرآن را مانند دور و تسلسل محال می‌دانیم!


آیت الله بهجت ره

آقایی را بنده دیده بودم که به برکات چند آیه قرآن، هر میوه‌ای را که می‌خواست هر چند در غیر آن فصل حاضر می‌ساخت. بالاترین انعام الهی و هدیه آسمانی و غیبی، همین قرآن است، اما چگونه باید با آن رفتار کنیم تا بتوانیم از آن بهره‌مند شویم.

در احوالات پدر مرحوم شیخ جعفر شوشتری رحمةالله‌علیه آورده‌اند که پسر نابینایی را نزد ایشان آوردند، ایشان هم دست روی چشم بچه گذاشتند و مشغول خواندن سوره حمد شدند، مقداری که خوانده بودند، بچه گفته بود بابا، از میان انگشتان آقا می‌بینم؛ و وقتی که حمد تمام شده بود، همه‌ جا و همه‌ چیز را کاملاً دیده بود.

عده‌ای از افراد سطحی‌نگر در محضر علامه ملاخلیل قزوینی رحمةالله‌علیه بودند، گفتند قضیه‌ حضرت داوود علیه‌السلام که خداوند در قرآن می‌فرماید : «وألنّا له‌الحدید» آهن را برای او نرم نمودیم، این بوده که خداوند نحوه‌ ساختن کوره‌ آهنگری و ذوب آهن را به حضرت داوود علیه‌السلام الهام نمود تا او آهن را در کوره‌ آتش بگذارد تا ملایم و انعطاف‌پذیر باشد.

مرحوم قزوینی فرمود: او که پیغمبر خدا بود و شما بعید می‌دانید که آهن در دست او نرم و به اختیار او باشد؛ این‌که چیزی نیست، از بنده هم که پیغمبر نیستم، این ‌کار ساخته است. سپس یک مجمعه یا سینی از مس را که در برابرش بود با دو انگشت مثل قیچی از وسط دو نیم کرد و فرمود: این‌گونه خداوند متعال آهن را در دست حضرت داوود علیه‌السلام نرم و ملایم نموده بود!

یکی دیگر از پیامدهای گناه این است که بنده پیوسته مرتکب گناه و معصیت می شود تا جایی که انجام آن در قلب او آسان و سبک می آید و این خود نشانه هلاک است؛ زیرا هر اندازه گناه در نظر بنده کوچک آید نزد خداوند متعال سنگین و بزرگ می باشد

آثار شوم ارتکاب معاصی

اگر جلوی خود را در ارتکاب معاصی نگیریم، حالمان به انکار و تکذیب و استهزاء آیات الهی قرآن می‌رسد. ‌هادی، مصلح و مأمن و پناهگاه ما قرآن و عدیل آن عترت هستند، ولی ما در فکر مأمن نیستیم و با این‌که در حال نزول هستیم، قاصد صعودیم و از خود راضی و گرفتار معاصی و کوچک‌شمردن آن‌ها و عدم استغفار از آن‌ها هستیم!

گناه

افتخار به گناه

یکی دیگر از آثار گناه این است که قبح و زشتی گناه از قلب گناهکار کنده می شود و گناه برای او به عنوان عادت در می آید . از اینکه مردم او را در حین ارتکاب گناه ببینند و یا او را سرزنش کنند نها ینکه متأثر نمی شود بلکه تمام لذت خود را در آن می بیند و به معصیت و گناه خود افتخار می ورزد و اگر گناه چنین کسانی نزد بعضی مجهول مانده باشد با فخر به بیان جنایات خود می پردازند و می گویند: به فلانی! چنین و چنان کرده ام و ... چنین کسانی مورد عفو پروردگار قرار نمی گیرند و باب توبه بر روی آنان بسته خواهد شد، همانطور که پیامبر صلی الله علیه وآله می فرماید:

«کُلّ اُمَّتی مُعافیً اِلّا المُجاهِرینَ و إنَّ مِنَ الإجهار: اَن یَعمَلَ الرُجُلُ بِاللَّیل عملاً ، ثُمَّ یُصبِحُ وَ قَد سَتَرهُ اللهَ تَعالی فَیقُولُ: عَمِلتُ الباارِحَة کذا و کذا وَ قَد باتَ یَستُرهُ رَبُّهُ وَ یُصبِحَ یَکشِفُ سِترَ الله عَنهُ»

«هر کدام از امتانم مورد عفو خداوند قرار می گیرند سوای کسانی که آشکارا و جهری اقدام به گناه می نمایند. گناه آشکار این است که مردی در شب کاری انجام داده باشد در حالی که خداوند او را مستور و پوشیده نماید. بامدادان بگوید دیشب فلان و فلان گناه را انجام دادم یعنی کسانی که خداوند شب آنان را می پوشاند ولی آنان سحرگاهان و در روز خود را افشا می کنند و تظاهر به گناه می کنند»

 

خوار و پستی گناهکار در پیشگاه خداوند

از جمله پیامدهای دیگر گناهان این است که گناه و معصیت سبب پستی و خواری بنده نزد خداوند و سقوط در نظر او است. همانطور که خداوند متعال می فرماید:

«وَمَن یُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ» حج/18  «هر که را خدا خوارش کند ، او را گرامی دارنده ای نیست»

و اگر مردم در ظاهر به خاطر نیازمندی یا ترس از شرّ ، آنان را احترام و گرامی می دارند در قلبشان آنان کوچکترین و پست ترین موجود می باشند.

برنامه‌ قرآن، آخرین برنامه‌ انسان‌سازی است که در اختیار ما گذاشته شده است، ولی ما از آن قدردانی نمی‌کنیم. اهل تسنن و ما «قرآن و عترت» را آن‌گونه که باید، نشناختیم و قدر ندانستیم

کوچک شمردن گناه و معصیت

یکی دیگر از پیامدهای گناه این است که بنده پیوسته مرتکب گناه و معصیت می شود تا جایی که انجام آن در قلب او آسان و سبک می آید و این خود نشانه هلاک است؛ زیرا هر اندازه گناه در نظر بنده کوچک آید نزد خداوند متعال سنگین و بزرگ می باشد.

 

کتاب پیغمبرساز

قرآن کریم کتابی است که پیغمبرساز است، زیرا پیغمبران دوگونه‌اند؛ قسم اول: پیامبرانی هستند که از جانب خداوند به پیامبری تعیین شده‌اند، قسم دوم پیغمبرانی کمالی، که در اثر ایمان و عمل به دستورات قرآن، به کمالات پیامبری نایل می‌گردند.

بنابراین، قرآن پیغمبرانی کمالی تربیت می‌کند و پیغمبرساز است. البته اگر انسان اهلیت داشته باشد، در و دیوار هم به اذن خدا معلم او خواهند بود، وگرنه هیچ سخنی در او اثر نخواهد کرد. چنان‌که سخنان پیغمبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در ابوجهل اثر نکرد و شاگردان قرآن و پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بعد از رحلت آن‌حضرت چه فتنه‌ها که به‌پا نکردند.

خدا می‌داند قرآن برای اهل ایمان، مخصوصاً اگر اهل علم باشند، چه معجزه‌ها و کراماتی دارد و چه چیزهایی از آن خواهند دید. برنامه‌ قرآن، آخرین برنامه‌ انسان‌سازی است که در اختیار ما گذاشته شده است، ولی ما از آن قدردانی نمی‌کنیم. اهل تسنن و ما «قرآن و عترت» را آن‌گونه که باید، نشناختیم و قدر ندانستیم.

فرآوری : زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان


قرآن از ديدگاه دانشمندان انگليسى

كوسين دپرسوال

CAUSSIN DEFERCEVA

خاور شناس بزرگ انگليسى (1759 - 1835 م)

مسئله وحى درباره قرآن از امورى است كه زياده پر اشكال شمرده مى‏شود زيرا كه اهل جستجو و تحقيق هنوز راه حلى پسنديده براى آن نيافته‏اند و عقل در اين جا سرگشته و حيران است كه چگونه ممكن است اين آيات از مردى درس نخوانده و بيسواد اتيان نمايد. مردم شرق عموماً اعتراف دارند كه قرآن آياتى است كه فكر بنى نوع بشر از آوردن، به مانند آن از حيث لفظ و معنى عاجز و ناتوان خواهد بود و آن آياتى است كه وقتى عقبة بن ربيعه شنيد، در زيبائى و مجال آن حيران گرديد و آن گاه كه جعفر بن ابى طالب برخى از اين آيات را براى نجاشى پادشاه حبشه خواند اشك از چشمان او سرازير گرديد !

پی نوشت====

تاريخ قرآن، ص 142

قرآن و ديگران، ص 17

نظريه دانشمندان جهان درباره قرآن و محمد (ص)، ص 45

************************************************** ************

ادموند بورگ

ADMOND BORG

شخصيت سياسى انگلستان

قرآن يا قانون محمدى قانونى است كه شامل تمام طبقات اجتماع گرديده و آن ها را به يكديگر پيوند مى‏دهد، قانونى است كه به عالى‏ترين نظام قضائى و بهترين روش علمى و بزرگترين رسم قانون‏گذارى ترتيب و تنظيم يافته است

پی نوشت====

اعترافات دانشمندان بزرگ جهان، ص 61

تاريخ و علوم قرآن، ص 188

قرآن و كتاب هاى ديگر آسمانى، ص 301

************************************************** ************

پرفسور مونتگمرى وات

monte gmary watt

محقق انگليسى : قرآنى كه فعلاً در دست است خواه به زبان اصل عربى باشد يا ترجمه انگليسى آن مجموعه‏اى است از وحى و الهاماتى كه محمد (ص) دريافت داشته است به طور كلى خدا گوينده است و مخاطب آن ها محمد (ص) يا مسلمانان يا عموم خلايق مى‏باشند. بنابر عقيده مسلمانان قرآن كلام خداست و محمد (ص) خود نيز با اين ديد به آن مى‏نگريسته. مخاطب قرآن عرب قرن هفتم است لذا نه تنها مى‏بايست كاملاً به زبان عربى باشد بلكه مى‏بايست خود به خود به شما نمايانده شود، و همين خود ارزش مهم غير از ارزش ادبى است.

اگر كتابى از قلب بيرون آمده باشد به تمام قلب ها نفوذ خواهد كرد. تمام صنايع و شاهكارهاى نويسندگى در مقابل آن بسيار كم ارزشند، مى‏توان گفت: كه اولين صفت مشخص سادگى و روشنى قرآن است و با چنين طرزى آغاز مى‏گردد. حقيقت و واقعيت به تمام معنى به نظر من يكى از شؤون بزرگ قرآن است. بالاخره اين اولين و آخرين هنر كتابى است كه موجب بروز انواع هنرها مى‏گردد و هرگونه ارزش و احترام را براى پيرو خود به وجود مى‏آورد

پی نوشت====

اسلام‏شناسى غرب، ص 48

قرآن و ديگران، ص 47

طبقات مفسران شيعه، ج 1، ص 183

************************************************** ************

لادين كوبولد

Isdien Kobold

انگليسى

تأثير قرآن در پيشرفت عرب و ايجاد تمدن بزرگ قانون قابل انكار نيست.

قرآن عرب ها را به جهانگردى وادار نمود، به آن ها نيرو و توانائى الهى بخشيد تا توانستند به سهولت امپراطوري هاى بزرگى را نابود سازند و در مقابل حكومت عادلانه‏اى را تشكيل دهند . بزرگ ترين فاتحان و جنگجويان با سال ها صدمات و فداكاري ها نتوانستند چنين قدرتى را از خود در تاريخ باقى گذارند. به راستى قرآن را جمال و زيبائى خيره كننده است كه زبان از تقرير و خامه از تحرير آن عاجز است زيبائى، گيرائى، شيرينى و نظم صحيح كه تأثير آن را هيچ كتابى ندارد. اين كتاب از بسيار خواندن كهنه نمى‏شود، كلمات با وزن و سجع دارد ولى در آن سجع و وزنى پيدا نيست، شيرين‏تر از شعر است ولى شعر نيست اين اعجاز فقط از آن قرآن است

پی نوشت====

حقيقت اسلام در نظر ديگران، ص 36

قرآن و ديگران، ص 38

طبقات مفسران شيعه، ج 1، ص 180

نظريه دانشمندان جهان درباره قرآن و محمد (ص)، ص 58

************************************************** ************

سر ويليام موئيس

SIR WILLIAM MAUIES

دانشمند و مورخ انگليسى (1819 - 1905 م)

قرآن محمد (ص) كتابى است پر از دلائل واضح منطقى و مسايل بى شمار علمى و قوانين قضائى و حقوقى و دستورات عاليه كه براى حفظ حيات اجتماعى و مدنى در اين كتاب مقدس با عبارات ساده و در عين حال محكم و منظم آمده است كه خوانندگان را مجذوب مى‏نمايد.

پی نوشت====

اعترافات دانشمندان بزرگ جهان، ص 51

پاسخ ما به مشكلات جوانان، ج 2، ص 218

قرآن و ديگران، ص 13

************************************************** ************

لورد هيدلى

LOARD HEADLY

متفكر و دانشمندان بزرگ انگليسى

قرآن بزرگ ترين فضيلت تقوا و نيكوكارى را به برادران مسلمان و پيروان اسلام مى‏آموزد در اين موضوع پاى حقيقت و عدالت را سخت بالا گرفته مى‏گويد: مبادا نفرت و خصومت شما اى گروندگان به اسلام نسبت به تقوى از اجراى عدالت و انصاف بازتان دارد، سعى كنيد عدل را در هر نقطه و درباره هر كس مى‏باشد مراعات كنيد.

در قرآن مكرر از توحيد سخن مى‏راند ظاهراً چنين فهميده مى‏شود كه خداوند گذشته از توحيد و يگانگى خودش نظر ديگرى داشته است: او مى‏خواهد يك حس اصالت بزرگ و وحدت خلقت و تساوى مردمان را به بشر تعليم دهد تا اجتماع كنونى «سوسياليزم و يا كمونيزم و دموكراسى» كه امروزه ضمانت زندگى بشر را عهده‏دار شده‏اند جمله از اين قانون و مساوات و تعميم او سرچشمه گرفته‏اند. بنازم به عظمت قرآن و قوانين متين و بى نظير او.

پی نوشت====

نظريه دانشمندان جهان درباره قرآن و محمد (ص)، ص 50

طبقات مفسران شيعه، ج 1، ص 177

قرآن و ديگران، ص 22

************************************************** ************

برسورت اسمث

ber sort smess

عالم انگليسى (1815 - 1892 م)

معجزه خالده پيامبر كه مدعى آن بود قرآن است و پيامبر با قرآن فرستاده شده است در حالى كه اين كتاب مشتمل بر دستور شرائع و عبادات، اخبار امم، روشن كننده مملكت و حقائق است، و اين بزرگ ترين معجزه براى پيامبر، حضرت محمد (ص) بود و الحق مى‏توان گفت اين معجزه است

پی نوشت====

نظريه دانشمندان جهان درباره قرآن و محمد (ص)، ص 29

قرآن و ديگران، ص 46

************************************************** ************

جان ديوت پورت

GHON DAVEN PORT

دانشمند و اسلام شناس نامدار انگليسى (1789 - 1877 م)

براى اين كه قدر و منزلت قرآن به خوبى دانسته شود بايد در نظر داشت هنگامى كه پيامبر (ص) قيام نمود، فصاحت و بلاغت كلام، اهميتى به سزا داشت، و شعر و خطابه به اوج اعتبار رسيده بود. قرآن تا آن حد معجزه جاويد شناخته شده است كه محمد (ص) آن را دليل قوى و مؤيد رسالتش اعلام نمود، و آشكارا فصيح‏ترين مردان آن روز عربستان را به مبارزه دعوت كرد، تا يك سوره مانند قرآن بياورند و نتوانستند بياورند.

پی نوشت====

عذر تقصير به پيشگاه محمد (ص)، و قرآن، ص 69 و 68

پيامبر اسلام (ص) از نظر دانشمندان شرق و غرب، ص 226

************************************************** ************

فردگيوم

Fred Gium

استاد دانشگاه لندن، دانشمند انگليسى (متولد 1888 م )

قرآن، كتابى است جهانى، كه ادبيات خاصى دارد كه نمى‏توان تأثير آن را در ترجمه حفظ كرد.

قرآن آهنگ خاص و زيبائى عجيب و تأثير عميقى دارد، كه گوش انسان را نوازش مى‏دهد.

بسيارى از مسيحيان عرب، تحت تأثير شيوه ادبى قرآن قرار گرفته‏اند. قرآن بسيارى از مستشرقين را نيز به خود جلب كرده است، هنگامى كه قرآن خوانده مى‏شود ما مسيحيان مى‏بينيم كه اثرى جادويى دارد كه توجه شنونده را به سوى جملات عجيب و اندرزهاى عبرت‏انگيز خود، جلب مى‏كند. وجود چنين امتيازاتى اين طرز تفكر را مى‏بخشد كه قرآن قابل رقابت نيست. و حقيقت اين است كه در ادبيات عربى با آن همه گستردگى كه در نثر و شعر دارد چيزى كه بتواند مقارنه و موازنه با قرآن كند يافت نمى‏شود...

پی نوشت====

اسلام از ديدگاه دانشمندان جهان، ص 381

************************************************** ************

استانلى لين پول

stanley lane poole

دانمشند انگليسى (1832 - 1895 م)

پيامبر اسلام يكى از بزرگ ترين و عالى‏مقام‏ترين شخصيت هاى تاريخ جهان است و كتابش همان قرآن مى‏باشد كه مجموعه‏اى از وحى‏هاى الهى و شاهكار زبان عربى است.

بر مبنا و اساس اين كتاب (قرآن)، فرهنگ و تمدنى به وجود آمد كه مغرب زمين هم به آن مديون است.

پی نوشت====

اسلام از ديدگاه دانشمندان غرب، ص 25

************************************************** ************

جان ويليام در پر

Draper .G.W

دانشمند انگليسى

قرآن تذكرات عالى اخلاقى و دستورات زيادى دارد. سبك انشاء قرآن طورى تنظيم شده است، كه ما به هيچ صفحه‏اى مراجعه نمى‏كنيم جز آنكه عالى‏ترين چيزى را كه همه كس بايستى پسنديده و تصديق كند، در آن خواهيم يافت، اين بنياد مخصوص كه به صورت تكه‏هاى كوتاه كوتاه است، مطالب، شعارها و قوانينى را به ما مى‏آموزد كه به خودى خود كامل بوده و براى عموم در تمام حوادث و احتياجات زندگى مناسب و قابل استفاده است.

پی نوشت ====

اعترافات دانشمندان بزرگ جهان، ص 62

قرآن در نظر اروپائيان، ص 56

************************************************** ************

كرنيكو

Kernico

دانشمند انگليسى

«كرنيكو» در حضور اساتيد ادبيات، در پاسخ كسى كه درباره اعجاز بلاغى قرآن سئوال كرده بود، گفت: براى قرآن، برادر كوچكى است، به نام نهج‏البلاغه، آيا براى كسى امكان دارد، مانند نهج البلاغه كه برادر كوچك تر قرآن است بياورد؟ تا ما را مجال گفتگو در امكان آوردن كلامى بليغ، نظير قرآن باشد.

پی نوشت====

تنزيه تنزيل شهرستانى، ص 135

آنچه بايد از قرآن بدانيم، ص 62

************************************************** ************

پرفسور آرتور آربرى

artur gan arberi

دانشمند و خاورشناس انگليسى (1905 - 1969 م)

«زمانى كه به پايان ترجمه قرآن نزديك مى‏شدم سخت در پريشانى بسر مى‏بردم، اما در طول ايام پريشانى، قرآن نويسنده را چنان آرامشى مى‏بخشيد و چنان حفظ مى‏كرد كه براى هميشه رهين منتش گرديد.

از اين جهت، من سپاس خود را به آن قدرتى كه به بشر الهام نمود و به آن پيامبرى كه نخستين بار اين صحيفه را ابلاغ كرد تقديم مى‏دارم.

... در تمام اين مدت كه وظيفه مطلوب خود را انجام مى‏دهم خاطرات آن شب هاى رمضان را به ياد مى‏آورم؛ آن هنگامى كه در ايوان خانه جزيره مانند خود نشسته بودم در حالى كه مدهوش و شيفته و فريفته الحان خوش قرآن شيخ ريش سفيد همسايه بودم كه با لذت زياد و اشتياق تمام براى مؤمنان و پرهيزكاران قرآن تلاوت مى‏كرد. و من در حالى كه ديانت اسلام ندارم، قرآن را خواندم تا آن را درك كنم و به تلاوت آن گوش دادم تا مجذوب آهنگ هاى نافذ و مرتعش كننده‏اش شوم و تحت تأثير آهنگ هايش قرار گيرم و با همان كيفيت كه مؤمنان نخستين و واقعى داشتند نزديك گردم تا آن را بفهمم.

در برابر آن زحمات، اين نعمت عظمى كه درك قرآن است برايم حاصل شد، لذا اين اثر ناقص - يعنى ترجمه خود - را به ياد آن خاطرات رؤياانگيز شبهاى مصر اهدا مى‏كنم .»

پی نوشت====

ترجمه تصويرى و تفسيرى آهنگين سوره فاتحه و توحيد، عبدالكريم بى آزار شيرازى، ص 22

************************************************** ************

هربرت جورج ولز

H.G.Wells

دانشمند و محقق انگليسى (1866 - 1946 م)

در پاسخ سؤالى كه يكى از مجله‏هاى علمى اروپا نموده بود كه بزرگ ترين كتابى كه از آغاز تاريخ بشر تاكنون بيشتر از ساير كتب در دنيا تأثير بخشيده و از همه مهم تر به شمار آمده كدامست، چند كتاب را نام برده و در پايان نوشت:

اما كتاب چهارم كه مهم ترين كتاب دنياست، قرآن است. زيرا كه اين كتاب آسمانى اثرى كه در دنيا گذارد نظير آن را هيچ كتابى به خود نديده است.

قرآن كتاب علمى و دينى و اجتماعى و تهذيبى و اخلاقى و تاريخى است.

مقررات و قوانين و احكام آن با اصول قوانين و مقررات دنياى امروز تطبيق مى‏كند و براى هميشه قابل پيروى و عمل است هر كس بخواهد دينى اختيار كند كه سير آن با تمدن بشر پيشرفت داشته باشد بايد كه دين اسلام را اختيار نمايد و اگر خواهد كه معنى اين دين را بيابد به قرآن مراجعه كند (1)

قرآن بهترين راهنمائى يك عقيده قلبى يعنى توحيد و اخلاق فاضله است.

در قرآن بهترين عبارات و عالى‏ترين جملات نازل گرديده، اسلوب فصاحت و بلاغت آن به حدى زيباست كه عقول عقلا را حيران ساخته است، قرآن كتابى است ابدى و جهانى(2)

پی نوشت====

1- آنچه بايد از قرآن بدانيم، ص 63

پنجگام، ص 198

اسلام از ديدگاه دانشمندان غرب، ص 43

درسهائى از مكتب اسلام، سال 13، ش 1

پيامبر اسلام (ص) از نظر دانشمندان شرق و غرب، ص 219

2- قرآن و ديگران، ص 26

طبقات مفسران شيعه، ج 1، ص 178

دائرة المعارف شيعه، ص 746

نظريه دانشمندان جهان درباره قرآن و محمد (ص)، ص 53

************************************************** ************

سركوويليام

SIR KUE WILLIAM

شخصيت مشهور انگليسى

به گفته تمام خاورشناسان دنيا قرآن به منتهاى درجه فصاحت و بلاغت نازل گشته و سبك و اصول انشاء آن به پايه اعجاز رسيده

پی نوشت====

اعترافات دانشمندان بزرگ جهان، ص 56

************************************************** ************

ج. م. رود ويل

Rodwel .G.M

اسلام‏شناس انگليسى رود ويل، در مقدمه‏اى كه بر ترجمه قرآن نوشته و در سال 1876 م به طبع رسيده، چنين نظر داده است:

بايد اعتراف كرد كه قرآن، بواسطه ارشادات عاليه و نظريات عميقش سزاوار است كه مورد توجه كامل قرار گيرد.

اين كتاب، همان روح قوى مى‏باشد كه يك ملت نادان و فقير را منقلب ساخت و تمدن نيرومندى را كه رونقى كامل داشت به وجود آورد. تمدنى كه بال هاى خود را از سمت مغرب تا اسپانيا و از سمت مشرق، به حدود هند گسترش داد و در اندك زمانى امپراطورى بزرگى را تأسيس نمود.

قرآن، مقام والائى دارد، زيرا نام خداوند و خالق جهان و ستايش او را در ميان ملل بت پرست، نشر داد و آن را به همه كس اعلام نمود.(1)

اروپا بايد فراموش نكند كه مديون قرآن است. همان كتابى كه آفتاب علم را در ميان تاريكى قرون وسطى در اروپا، جلوه‏گر ساخت(2).

پی نوشت====

{P - 1-اسلام از ديدگاه دانشمندان غرب، ص 47

زندگانى محمد، ص 27

2-قرآن و ديگران، ص 36

طبقات مفسران شيعه، ج 1، ص 180

نظريه دانشمندان جهان درباره قرآن و محمد (ص)، ص 57

پيامبر اسلام (ص) از نظر دانشمندان شرق و غرب، ص 218

************************************************** ************

جورج سيل

sale .G

دانشمند انگليسى( 1697 - 1736 م )

اسلوب قرآن زيبا و فياض است و در اكثر موارد، اسلوب را شيرين‏تر و لطيف‏تر و با جلال‏تر مى‏يابيم، به خصوص در جائيكه پاس صحبت از عظمت و بزرگى و جلالت خداوندى به ميان باشد.

عجب اين كه قرآن با همين اسلوبش اذهان همه شنوندگان را اسير و پايبند خود مى‏كند اعم از اين كه آنان از مؤمنان به قرآن باشند يا از معارضان و مبارزانش منتهى دسته اخير مجذوبيت و دلباختگى خود را اين گونه توجيه مى‏كنند كه آنان به وسيله قرآن و اسلوب بديعش، سحر مى‏شوند لذا با سكوت محض و اعجاب و تحسين تام به قرائت و تلاوتش گوش مى‏دهند

پی نوشت====

قرآن بر فراز آسمانها، ص 65

************************************************** ************

دكتر ماركس

42- Marks .Dr

دانشمند انگليسى (1818 - 1883 م)

قرآن شامل تمام پيام هاى خدائى است كه در تمام كتب مقدسه عموماً براى جميع ملل آمده و آن از جمله مسائلى است: كه فكر و انديشه خداشناسى و يگانه پرستى را تأييد نموده و وحدانيت مصدرى را تثبيت مى‏كند كه راهنمايان بشر و معلمان بزرگ تعليمات خود را از آن فرا گرفته و از آن استمداد مى‏جويند(1)

در قرآن آياتى موجود است كه اختصاص به طلب علم و دانش و تفكر و بحث و تدريس دارد و چاره‏اى جز اين اعتراف ندارم كه اين كتاب محكم بسيارى از اشتباهات بشر را تصحيح كرد(2) .

پی نوشت====

1-تاريخ قرآن، ص 145

2-قرآن و ديگران، ص 40

اسلام‏شناسى غرب، ص 22

طبقات مفسران شيعه، ج 1، ص 181

اعترافات دانشمندان بزرگ جهان، ص 63

************************************************** ************

كينت گريك

Kent Greak

استاد دانشگاه كمبريج انگلستان

من مسلمان نيستم تا بگويم قرآن كلام خدا مى‏باشد. ولى د رمدت چهارده قرن كه از آمدن قرآن مى‏گذرد هيچ كس نتوانسته است در زبان عربى كلامى بياورد كه با قرآن برابرى نمايد.

قرآن كتابى نيست كه براى يك دوره به خصوص آمده باشد، كتابى است جاويد براى تمام اعصار، و تا جهان است نوع بشر مى‏تواند (و بايد) كه قرآن را راهنماى زندگى خود قرار بدهد و بر طبق دستورهاى آن رفتار نمايد.

چرا قرآن براى يك دوره به خصوص نيامده و هرگز كهنه نمى‏شود و تا روزى كه نوع بشر بافى است راهنماى انسان خواهد بود؟ زيرا چيزى وجود ندارد كه در قرآن نيامده باشد.

هنگامى كه قرآن را براى نخستين بار گشودم و تحت تأثير آن قرار گرفتم، تصور كردم اثرى كه آن كتاب در من كرده استثنائى است و در سال هاى بعد كه با چندين تن از مترجمان قرآن به زبانهاى اروپائى مكاتبه كردم و بعضى از آن ها را نيز ديدم، دريافتم تأثيرى كه خواندن قرآن در ما اروپائيان مى‏كند همگانى است، اما مشروط بر اين كه قرآن در متن اصلى خوانده شود و ترجمه قرآن در هيچ يك از زبان هاى اروپائى تاثير متن اصلى را ندارد

پی نوشت====

قرآن و پديده‏هاى طبيعت از ديد دانش امروز، ص 19

************************************************** ************

ديويد ساموئل مارگوليوس

David Samuel Margoliooth

استاد دانشگاه آكسفورد (1858 - 1940 م)

قرآن قطعاً مقام بزرگى در بين كتاب هاى اين جهان دارا مى‏باشد. هر چند كه تازه‏ترين و آخرين كتاب الهى است اما اثرى كه بر روى توده‏هاى بشريت بخشيده است قابل قياس با ساير آن ها (كه عمر طولانى‏تر دارند) نيست.

اين كتاب يك مرحله جديدى در فكر بشريت ايجاد كرده و يك نوع اخلاق تازه‏اى بوجود آورده است

پی نوشت====

قدمى در شناخت قرآن، ص 44


قرآن در کلام امام خميني (ره)-جملات قصار

  **قرآن و اسلام 1- قرآن، طرح جامع مکتب اسلام است.
2- اسلام و "قرآن مجيد" ما را پيروزکرد.
3- ما همه تابع قرآن کريم و تابع موازين اسلام هستيم.
4- ما همه مي‌خواهيم تابع قرآن کريم و اسلام عزيز باشيم،‌قرآن و اسلام‌ زيز همه چيز ما را اداره مي‌کند.
5- قرآن و اسلام، مهجور و مظلوم است.
6- پشتوانه‌ي همه‌ي شما اسلام و قرآن است.
7- اسلام و قرآن کريم آمده‌اند که انسان را با همه‌ي ابعادي که دارد بسازند و تربيت کنند.
8- بزرگان ما در راه حفظ اسلام و احکام قرآن کريم کشته شدند و فداکاري‌ها کردند تا توانستند اسلام را تا امروز حفظ کنند و به دست ما برسانند.
9- ما براي آن نهضت کرديم که قوانين اسلام و قوانين قرآن در کشور ما حکومت کند.
10- شما براي اسلام قيام کرديد و پشتيبان شما اسلام است و کسي که پشتيبان او قرآن و اسلام باشد پيروز است.



**قرآن و هدايت



** قرآن و مسلمانان
1- هر چه در راه خدا و قرآن بدهيم افتخار ماست و راه حق است.
2- آن چه مهم است اين است که مسلمين به اسلام و قرآن عمل کنند.
3- جوانان عزيزم! که چشم اميد من به شماست: با يک دست قرآن و با دست ديگر سلاح را برگيريد.
4- قرآن، «محور وحدت مسلمين» است.
5- قرآن کريم بين مسلمين عقد اخوت خوانده است.
6- سراسر حقايق قرآن از وحدت بين مسلمين بلکه بشريت دم مي‌زند.
7- مشکل بزرگ مسملين اين است که قرآن کريم را کنار گذاشته‌اند و تحت لواي ديگران در آمده‌اند.


** قرآن و بشريت 1- قرآن مجيد وسنت، شامل همه‌ي دستورات و احکامي است که بشر براي سعادت و کمال خود احتياج دارد.
2- قرآن کريم سعادت همه‌ي بشر را بيمه کرده است و هر کس در زير بيرق او واقع بشود، در دنيا و آخرت،«سعيد» است.
3- قرآن، مشتمل بر تمام معارف و تمام مايحتاج بشر است.
4- قرآن کريم يک سفره‌‌اي است که خداي تبارک و تعالي به وسيله‌ي پيغمبراکرم (ص) در بين بشر گسترده است که هر کس به مقدار استعداد خودش استفاده کند.
5- قرآن، يک سفره‌ي گسترده‌اي است که از ازل تا ابد همه‌ي قشرها مي‌توانند از آن استفاده کند.
6- قرآن، رحمتي است براي همه‌ي بشر و پيامبر اسلام (ص) يک رحمتي است براي عالمين و در همه‌ي امور، رحمت است.
7- قرآن نسخه‌ي نجات دهنده‌ي بشر است.
8- قرآن کريم به همه‌ي ما و به همه‌ي بشر حق دارد،سزاوار است که در راه او فداکاري کنيم.
9- قرآن آمده که آدم درست کند.


** قرآن وجامعه
1- ما مي‌خواهيم قرآن کريم و دستورات رسول اکرم (ص) را در اين کشور پياده کنيم.
2- قرآن کتاب تربيت و انسان‌سازي است.
3- قرآن، کتاب دعوت و کتاب اصلاح جامعه است.
4- مهذب شويد و با شناخت مباني نوراني قرآن، ملت را بيدار سازيد.
5- بايد تمام جناح‌ها،‌از هر طبقه، بدانند که جز در سايه‌ي اسلام و در زير پرچم توحيد و قرآن،‌راه‌ پيروزي، مسدود است.
6- تا «پرچم قرآن» بر فراز ملت ماست، پيروز است.
7- قرآن براي همه است و سعادت همه را بيمه مي‌کند.
8- قرآن کريم، محتاج به فداکاري‌ قشرهاي ملت است.
9- قرآن،‌يک سفره‌ي پربرکت است که پهن شده تا همه‌ي قشرها از آن استفاده کنند.
**عظمت قرآن 1- قرآن، کتاب همه اعصار است.
2- اين قرآن ما را به مقاصد عاليه‌اي دعوت مي‌کند که در باطن ذاتمان توجه به او هست و خودمان نمي‌دانيم.
3- همه‌ي سعادت عالم در «ليلـﺔ القدر» نازل شده است و از اين جهت از همه‌ي شب‌هاي عالم بالاتر

است.
4- قرآن، صحيفه‌ي الهيه و کتاب احياي قلوب به حيات ابدي و کتاب علم و معارف الهيه است و به شؤون الهيه «جل‌ّ و علا» دعوت مي‌کند.
5- خداوند بر دنيا منت گذاشت که قرآن را فروفرستاد.
6- قرآن، کتاب تحرک و جنبش است.
7- اگر قرآن نبود باب «معرفـﺔ الله» بسته بود الي الابد.
8- قرآن، «دعاي نازل» است همان گونه که دعا،«قرآن صاعد» است.
9- قرآن، تجلي وحي الهي بر قلب مبارک نبي اکرم (ص) و نهج‌البلاغه،‌انعکاس آن از قلب نوراني علي (ع) است.
10- قرآن يک «وديعه الهي» است.
11- قرآن کريم، کتابي است که از صدر اول تا به حال،‌يک کلمه و يک حرف، کم و زياد نشده است.
12- قرآن، «سخن خدا» با انسان است.
13- قرآن، يک سفره‌ي گسترده‌اي است از ازل تا ابد که همه‌ي اقشار بشر مي‌توانند از آن استفاده کنند.


** عمل به قرآن 1- ما بايد قرآن را سرلوحه‌ي همه‌ي امورمان قرار دهيم.
2- ما مکلفيم که هر قدر مي‌توانيم زير پرچم قرآن برويم،‌هر قدر که به قرآن عمل کرديد، زير پرچم آن رفتيد،‌پرچم قرآن، «عمل به قرآن» است.
3- آن چه مهم است اين است که مسلمين به اسلام و قرآن عمل کنند.
4- اي فرزندان برومند اسلام، حوزه‌ها و دانشگا‌ه‌ها را با توجه به شئونات قرآن و ابعاد بسيار مختلف آن بيدار کنيد و «تدريس قرآن» را در هر رشته‌اي که باشد، مد نظر و مقصد اعلاي خود قرار دهيد.
5- آن چه مهم است اين است که مسلمين به اسلام و قرآن عمل کنند.
6- قرآن،‌بايد در تمام شئون زندگي ماحاضر باشد.
7- ما امروز مفتخريم که مي‌خواهيم مقاصد «قرآن و سنت» را پياده کنيم.
8- بچه‌هاي ما بايد تربيت قرآني بشوند.

** تلاوت قرآن
1- قرآن آيات الهي است و انگيزه‌ي «بعثت»،‌آوردن اين کتاب و تلاوت کردن اين آيه‌ي عظيم الهي است.
2- انگيزه‌ي بعثت، آوردن اين کتاب بزرگ است و «تلاوتکردن اين کتاب بزرگ» و اين آيه‌ي عظيم الهي است.
3- «قرائت قرآن» و حاضر بودن قرآن در تمام شؤون زندگي انسان،‌از امور لازم است.

** توسل به قرآن
1- اي قطره‌ها به دريا متصل شويد تا محفوظ باشيد و الاّ مستهلک مي‌شويد و از بين مي‌رويد، اي افکار کوتاه، بيدار شويد،‌خودتان را متصل کنيد به اين دريا،‌درياي الوهيت،‌درياي نبوت و درياي قرآن.
2- مادامي که در پناه قرآن هستيم بر دشمنان غلبه خواهيم کرد.
3- اتکا شما به قرآن باشد.
4- اين طرف و آن طرف نرويد، هيچ جايي بهتر از قرآن نيست.
5- هان!‌اي قطره‌هاي جدا از اقيانوس قرآن اسلام، به خود آييد و به اين اقيانوس‌ الهي متصل بشويد.
6- قرآن کريم پناه همه‌ي ماست.

*قرآن و دشمنان 1- مادامي که در پناه قرآن هستيم بر دشمنان غلبه خواهيم کرد.
2- آمريکاست که اسلام و قرآن مجيد را به حال خود مضر مي‌داند و مي‌خواهد آن‌ها را از جلوي راه‌خود بردارد.
3- هدف اصلي دولت‌هاي استعمارگر، محو قرآن، اسلام و علماي اسلام است.

** قرآن ، آزادي و استقلال 1- قرآن، شما را آزاد قرار دادهاست و قرآن،‌استقلال شما را بيمه کرده است.
2- استقلال و آزادي در پيروي از قرآن کريم و رسول اکرم (ص) است.
3- ما از آزادي منهاي قرآن و از استقلال منهاي اسلام، بيزار هستيم.
4- ما آزادي در پناه قران را مي‌خواهيم.
5- اگر تمام آزادي‌ها را به ما بدهند و تمام استقلال‌ها را به ما بدهند و بخواهند قرآن را از ما بگيرند، نمي‌خواهيم.

** نور قرآن 1- قرآن، عالم را «نور علي نور» مي‌کند و ما بايد به اين نور و به اين اقيانوس نور پي ببريم.
2- قرآن کتاب هدايت و مبدأ نور است.
3- قرآن،آخرين کتاب انسان‌سازي و «کتاب هدايت» و مبدأ نور است.
4- قرآن، نور است و اين «مشعل نور» بايد در دست انسان‌هاي نوراني باشد.
5- قرآن، نوري است که قلوب انسان‌ها را از حجاب‌ها و ظلمات مي‌رهاند.

** انس با قرآن 1- اي قطره‌ها به دريا متصل شويد تا محفوظ باشيد و الا مستهلک مي‌شويد و از بين مي‌رويد، اي افکار کوتاه،‌بيدار شويد، خودتان را متصل کنيد به اين دريا،‌درياي الوهيت، درياي نبوت و درياي قرآن.
2- قرآن، براي استفاده‌ي همه طبقات آمده است،‌هر کس به مقدار استعداد خود.
3- از انس با قرآن، اين «صحيفه‌ي الهي و کتاب هدايت» غفلت نورزيد.

** تدبر در قرآن 1- تدبر در قرآن، انسان را به مقامات بالاتر و والاتر هدايت مي‌کند.
2- فرزندم! با قرآن، اين کتاب بزرگ معرفت آشنا شو و با قرائت آن راهي به سوي محبوب،‌باز کن و تصور مکن که قرائت بدون معرفت اثري ندارد که اين وسوسه‌ي شيطان است، اين کتاب از طرف محبوب است براي تو و براي هر کس و نامه‌ي محبوب است، گرچه عاشق و محب، مفاد آن را نداند.

** آموزش قرآن 1- تدريس قرآن،‌در هر رشته‌اي از آن را مدنظر و مقصد اعلاي خود قرار دهيد.


1- هيچ جا بهتر از قرآن نيست، هيچ مکتبي بالاتر از قرآن نيست،اين قرآن است که ما را به «مقاصد عاليه» هدايت مي‌کند.
2- قرآن کتاب هدايت و مبدأ نور است.
3- قرآن، آخرين کتاب انسان‌سازي و «کتاب هدايت» و مبدأ نور است.
4- آرمان اصلي «وحي» اين بوده است که معرفت به حق تعالي را ايجاد کند.
5- قرآن، «کتاب هدايت» و راهنماي سلوک انسانيت و مربي نفوس و شفاي امراض قلبيه و نور بخش سيرالي الله است.
6- قرآن، صحيفه‌ي الهيه و کتاب احياي قلوب به حيات ابدي و کتاب علم و معارف الهيّه است و به شؤون الهيّه « جلّ علا» دعوت مي‌کند.
7- وظيفه‌ي سالک الي الله،‌آن است که خود را به قرآن شريف، عرضه دارد.
8- قرآن همه چيز دارد:‌سياست دارد، فقه دارد، فلسفه دارد،‌همه چيز دارد و انسان بايد همه‌ي احتياجاتش را از قرآن تأمين کند.
9- قرآن، غني‌ترين کتاب‌هاي عالم در «تعليم و تربيت» است.
10- ما ،‌قرآن شريفي داريم که همه مسائل در آن هست.
11- قرآن، انسان را به تقوا،‌اخلاق و به خوبي دعوت مي‌کند.

معرفت شناسي عترت در سنت و سيره

بديهي است کنکاش پيرامون ثقل اصغر که راهگشاي رسيدن به ثقل اکبر است ،  فقط از راه مطالعه نظريات کارساز نخواهد بود.

بدون ترديد معرفت شناسي ائمه اطهار(ع) مقوله اي وراي دانستن علم حديث و علم رجال و غيره است ،  همچنين با تدبر و غور در کنه گفتار اين برزگواران نيز ،  عرفان حقيقي نسبت به وجود مبارکشان حاصل نخواهد شد.

در نگرش امام ( ره ) توجه ودقت ژرف به سنت و سيره معصومين عليهم السلام است که شناخت ابعاد وجودي آنها را در حد ظرفيت نوع بشر ،  آسان مي‌کند. بنابراين پژوهش در احاديث و روايات ،  به آگاهي و اطلاعات کامل و دقيق از سيره  و سنت نياز قطعي دارد.

در معرفت شناسي ائمه(ع) استمرار انگيزه و هدف رسالت حضرت ختمي مرتبت (ص) نمايان است. در خلاصه ترين تعريف ،  انگيزه ومبدأ و مقصد رسول خدا (ص)،  تلاشي مستمر در راه انسان سازي و در بالاترين مرحله ،  ساختن انسان کامل بوده است.

از اين روي امام ( س ) غايت جهد پيامبر (ص) را در ساختن آحاد مردم به درجه کمال علي بن ابيطالب(ع) مي‌بينند :

 اگر بعثت هيچ ثمره اي نداشت ،  الا وجود امير مومنان(ع)،  و وجود حضرت حجت(ع)،  اين خود توفيق بزرگي بود ،  زيرا آنها انسان هاي کاملي بودند.

به راستي پيامبر اکرم (ص) و اوصياي بر حق او چگونه و با چه روش و اتخاذ کدامين تدابير چنين امر مهمي را پي گرفته اند ؟ اين سوال بررسي ابعاد مختلف را در زمينه هاي گوناگون مي‌طلبد.

عنايت قرآن و عترت

غور در ثقلين و کنکاش پيرامون انگيزه ختمي مرتبت (ص) از اين آخرين وصيت الهي ، طرح پرسشي را ضروري مي‌نمايد و آن اينکه عنايت نهايي قرآن کريم و مشي ايثار گرانه حضرت رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) چه بوده است ؟

به عبارت واضح تر قرآن کريم و عترت پيامبر (ص) ، اين ثقلين الهي ، به چه منظوري به عالم طبيعت نزول کرده و چه هدفي را مد نظر داشته اند :

با يافتن پاسخ اين مهم ، راهگشايي در راهيابي به غيبت امام عصر (عج ) ، مفهوم انتظار فرج ، وظايف شيعيان در زمان غيبت و ويژگي هاي جامعه امام زماني (عج ) خواهد بود.

امام خميني (ره ) علي بن ابي طالب (ع) سر آمد عترت ، را بدين گونه معرفي مي‌نمايد :

کسي که تحمل قرآن را مي‌تواند بکند ، وجود شريف ولي الله مطلق ، علي بن ابي طالب است و سايرين ( غير معصوم ) نتوانند اخذ اين حقيقت را بنمايند ، مگر با تنزل از مقام غيب به موطن شهادت.

نياز به توضيح نيست که در اين ديدگاه حامل و شارع و مفسر ثقل اکبر ، پس از رحلت حضرت محمد (ص) فقط در مقام ولايت عظمي خلاصه مي‌شود و پس از او فرزندان اطهارش در اين مسير راه مي‌پيمايند.

منشا اين منظر در سخنان حضرت ختمي مرتبت (ص) نهفته است که فرمود : به ولايت علي تمکين کنيد که خدايش بر ولايت بر شما منصوب نموده است.

در بينش الهي حضرت روح الله (ره ) خلافت الله همان روح خلافت محمدي (ص) است و رب او ريشه و سر آغاز آن است.اين خلافت در اسم اعظم الله که رب حقيقت مطلق محمدي (ص) است و اصل حقايق کلي است با تمام ظهور ظاهر شده است.

سپس از نگاه شيخ عارف کامل ما شاه آبادي بيان مي‌دارند :

آيه مبارکه انا انزلناه في ليله القدر ، اشاره به اين حقيقت غيبي دارد که در وجود محمدي (ص) نازل شده است و حقيقت ليله القدر همان حقيقت وجودي محمدي است.

سپس به حقيقت ولايت اشاره مي‌کنند و آن را به معناي قرب ، يا به معناي محبوبيت يا مربي بودن يا نيابت کردن مي‌دانند که همه اين معاني حق مسلم اين حقيقت و اين ولايت است که رب والايت علوي است و ولايت علوي با حقيقت خلافت محمدي (ص) در هر نشات امر و خلق اتحاد دارد.

بنابراين مفهوم ولايت امير مومنان (ع) که همان ولايت عترت است ، در نگاه امام (ره ) با باطن قرآن کريم خلافت الهي يکسان است.

در اتين ديدگاه عارفانه ، ظرافت نظر را مي‌توان در برداشت از خلافت الله چنان ديد که تجليگاه اسم اعظم ، همان حقيقت محمدي (ص) و بالتبع آن ، ولايت علوي باشد در آنجا که مي‌فرمايد :

اين عيد سعيد عيد حزب الله است

دشمن ز شکست خويشتن آگاه است

چون پرچم جمهوري اسلامي ما

جاويد به اسم اعظم الله است

و نيز :

اين عيد سعيد عيد اسعد باشد

ملت به پناه لطف احمد باشد

بر پرچم جمهوري اسلامي ما

تمثال مبارک محمد (ص) باشد

در برداشت فوق فقط مي‌توان اسم اعظم الله را که نشان پرچم جمهوري اسلامي ايران است ، واحد با تمثال مبارک محمد (ص) تلقي کرد.

همچنين شايد بتوان معناي نهفته اين کلام عرفاني را در ارتباط با نظام مقدس ولايت فقيه ديد که استمرا خلافت رسول اکرم (ص) و ولايت ائمه اطهار است.

مجمل آنکه خلافت و ولايت قرآن و عترت در انگيزه و ابتدا و غايت با نوع حکومت هاي مادي تفاوت ماهوي دارد و به هيچ وجه قابل قياس و ارزش گذاري نخواهد بود.

خلافت و ولايت ثقلين که تمسک به آن بر مسلمانان واجب است ، در پي رهايي نوع بشر از انحراف و کژراهه ها ، در کنار رفع نياز هاي مادي و معنوي آنان است. فوز عظيم با فلاح و رستگاري ، سعادتي است که با معاني مادي و دنيوي رايج تفسير شدني نخواهد بود.

غايت بعثت پيامبران الهي ، علاوه بر سرنگوني رژيم هاي باطل و بر قراري حکومت هاي عدل الله ، رساندن آدميان به کمال انساني و گسيل جامعه به صراط مستقيم است که اين مهم بدون تاسيس حکومت دست نايافتني است.

امام (ره ) در تشريح مقوله فوق حکومت عدل مهدي ( عج ) موعود منحصربه رفع نياز هاي مادي و ايجاد رفاه دنيوي مردم نمي دانند. عدالت حضرت حجت که عين عدالت و حقيقت عدالت است در تمام مراتب انسانيت متجلي خواهد بود.

  اين عدالت باز گرداندن انسانهاي به انحراف رفته، از النحرافات عملي، روحي، عقلي و قرار دادن آنها در جاي مناسب خود و يافتن عقيده سالم و قرار گرفتن در صراط مستقيم است چنين عدالتي در دوران غيبت قابل اجرا نيست، چرا که فقط براي ذخيره الهي - دادگستر جهان - قرار داده شده است.

يملا الارض عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا. سخن از عدالتي است که بشر را از انحطاط و کجي ها خارج مي‌سازد و با معناي حکومت عادلي که ستم نکند مترادف نيست، بلکه بسيار بالاتر و فراتر از اين معناست.

چنين غايتي در کلام زهراي اطهر به روشني مشهود است، آنجا که با اشاره به بعثت حضرت رسول اکرم (ص) مبين غايت عترت که تالي قرآن کريمند، مي‌فرمايند :

او براي هدايت مردم قيام کرد و آنها را از گمراهي و غوايت رهايي بخشيد و چشمهايشان را بينا ساخت و به آيين محکم و پا بر جاي اسلام رهنمون گشت و آنها را به راه راست دعوت فرمود .

و نيز در مورد غصب ولايت امير مومنان فرمود :

به خدا سوگند - اگر امر خلافت با او بود - هرگاه مردم از جاده حق منحرف مي‌شدند و از پزيرش دليل روشن سر باز مي‌زدند، آنها را با نرمي و ملايمت به سوي منزل مقصود سير مي‌داد.سيري که هرگز آزار دهنده نبود، نه مرکب ناتوان مي‌شد و نه راکب خسته و ملول.

واي بر آنها چگونه خلافت را از کوه هاي محکم رسالت و شالوده هاي متين نبوت و رهبري و جايگاه نزول و حي و جبرئيل امين و آگاهان در امر دين و دنيا کنار زدند ؟ آگاه باشيد که زيان آشکار  همين است !.

در نگرش امام (ره )، عترت خليفه الله بوده و عصمت کبراي حق، زهراي مرضيه (ع) از زمره آنان است که عنصر تابناکي است که زير بناي فضايا انساني و ارزش هاي والاي خليفه الله در جهان به شمار مي‌رود.

در اين نگاه ادعيه حياتبخش معصومين (ع)، قرآن، مناجات شعبانيه و دعاي عرفات حسين بن علي (ع) و سحيفه سجاديه - زبور آل محمد (ص) - و صحيفه فاطميه (س) کتاب الهام شده از جانب خداوند متعال به زهراي اطهر موجبات افتخار تشيع و شيعيان ايران زمين  هستند.

عترت حق

معرفت قرآن کريم و بهره مندي از راهکار هاي انحصاري آن که هدايت و نجات فرد و جامعه را در ادوار مختلف تضمين مي‌کند، جز با توسل به عترت حق - ائمه هدي عليهم السلام - امکان پذير نخواهد بود.

تنها راه دستيابي به انوار روشن قرآن مجيد و عمل صحيح به آن، از مسير عترت خواهد بود. اين مسير از دو جنبه نظري و عملي قابل حصول است :

الف -  جنبه نظري در واقع همان تفسير و تأويل و شرح و بيان باطن ايات و احکام است.

ب - جنبه عملي، سنت و سيره عترت پيامبر (ص) است، آنان که بزرگترين و کاملترين نفوس آشنا به قرآن کريم و هاديان بشريت هستند.

امام ( ره ) توجه به غير حق را خيانت به حق و حب به غير ذات مقدس و خاصان او را خيانت به مشرب عرفان مي‌دانند. ولايت اهل بيت و  عصمت و طهارت و دوستي خاندان رسالت و عرفان، مقام مقدسشان امانت حق است.

چنانچه در احاديث شريفه کثيره امانت به ولايت امير مومنان تفسير شده و غضب ولايت و حکومت آن حضرت خيانت به امانت است.

همچنين ترک تبعيت آن بزرگوار از مراتب خيانت است. به همين اعتبار در احاديث مبارکه آمده است که : شيعه کسي است که تبعيت کامل نمايد، والا به مجرد دعوي تشيع بدون تبعيت، شيعه محسوب نخواهد شد.

در طرح تشکيل حکومت اسلامي، استناد امام (س) به کلام عصمت براي حق فاطمه زهرا(ع) است،  آنجا که مي‌فرمايند : طاعتنا نظاما للمله و امانتانا امانا من الفريقه امانت براي حفظ نظام و تبديل افتراق مسلمين به اتحاد است.

به طور کلي عترت بطن قرآن است و بدون ظاهر، باطن و بدون باطن، ظاهر قابل حصول نخواهد بود. در ديدگاه امام (ره)،  اهل بيت عصمت معادن وحي بوده ،  تمامي گفتار و علومشان از وحي الهي و کشف محمدي (ص) است.

نمودار ترسيمي امام (ره) از عترت حق ،  بر گرفته از کلام معصوم(ع) است.

اين نگاه قرآن مجيد را بر حسب روايات متعدد متنزل در مراحل مختلف مي‌بيند که در پايين ترين منازل ،  در عالم مادي به صورت مکتوب در دست بشر قرار گرفته است.

عترت نيز با طي منازل گوناگون از وجود مطلق تنزل يافته ،  از وجود جامعه ،  به مرحله عالم طبيعت رسيده است. از اين روي ،   حديث غدير را ايجادکننده شأن براي مولي الموحدين(ع) ندانسته اند ،  بلکه وجود مطلق امير المومنين(ع) و مقام شامخ او را علت به وجود آمدن غدير مي‌خوانند. 

نگرش از همين منظر به گونه اي بديهي ،  بيانات و يا به اعتبار حقيقي ،  ايمان قلبي را چنين متبلور مي‌نمايد :

 ما مفتخريم که پيرو مذهبي هستيم که رسول خدا (ص) موسس آن به امر خداوند و علي بن ابيطالب(ع) اين بنده رها شده از تمام قيود ،  مأمور رها کردن بشر از تمام اغلال و بردگي هاست.